تاج الدين احمد وزير

187

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

جلال دنيا و دين زيب ملك ، شاه شجاع * أبو الفوارس غازى ، پناه فتح و ظفر به رسم تضمين اين پنج بيت آوردم * كه هست نزد خرد پنج گنج پرگوهر فراز قاف قناعت بگسترانم پر * كه جز نشيمن سيمرغ نيستم درخور هماى همّت خود را ز بهر مردارى * به كركسان زمانه چرا كنم همسر بلاد مشرق و مغرب به دست آمده گير * همان بريم ز دنيا كه برد اسكندر همه ممالك عزلت چو تختگاه منست * كلاه عزّت باقى مرا سزد افسر به يك توجه مردانه مىرسم جايى * كه مرغ و هم خلايق بيفكند شهپر دلا حقيقت عرفان همين بود بشنو * ثنا طريقت مردان چنين بود بسپر * 677 * سمّو رفعت اين پادشاه عادل بين * علوّ همّت اين خسرو جهان بنگر چو معجزات ملوك الكلام ظاهر شد * تمام حكم كلام الملوك نسخ « 1 » شمر زهى ضمير تو در پردهء قضا رهبر * دل منير تو از سرّ غيب داده خبر

--> ( 1 ) اين كلمه فسخ هم خوانده مىشود .